تبليغاتX
ستاره ی بی آسمون - لياقت عشق مقدسم نبود

 

ستاره ی بی آسمون

کاش معشوق ز عاشق طلب جان میکرد تا که هر بی سرو پا نام خود عاشق ننهد

 

دیگه به آخر خط رسیده بودیم

 

باید یه جوری ثابت می کردم که دوسش دارم

 

یه تیغ داد دستم

 

گفت اگه واقعا منو دوس داری رگت رو بزن!

 

گفتم اخه مرگ و زندگی دست خداس...

 

باید بهش می فهموندم که صادقانه دوسش دارم

 

نه به خاطر مقام و موقعیتش

 

رگمو زدم

 

وقتی داشتم تو دستاش جون می دادم

 

شنیدم که گفت:

 

اگه دوسم داشت هیچ وقت خودشو نمی کشت

به هر چي رسيدي از سر رفاقت من بود

وبلاگ برگزيده بهترين نظر كه اين دفه خيلي نازه حتما ببينيد:

مسافر جاده تنهايي

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 9:55  توسط آرش  |