تبليغاتX
ستاره ی بی آسمون - بولهوس؟نظر شما چیه؟

 

ستاره ی بی آسمون

کاش معشوق ز عاشق طلب جان میکرد تا که هر بی سرو پا نام خود عاشق ننهد

 

ببين كه چگونه لبهاي ساكتم در شهوت بوسيدن لبهاي معصوم تو سكوت

 كرده اند ، شاخه گل سرخي به روي چشمانت ميگذارم و با چشماني

 بسته براي اولين بار تو را ميبوسم ، آن هنگام كه هر دو در شهوت تن

 غرق بوديم ديدي كه خداوند ميخنديد ، خداوند خوشحال شده بود ،

خداوند خوشحال شده بود . پس بيا نترسيم و تا ابد لبهايمان را به هم گره

 بزنيم تا ابد   . اي تنها منجي من ، مرا تنها مگذار ، اگر آسمان شوي

 برايت زمين خواهم شد تا به رويم بباري ، براي چشمان معصومت

نگاه خواهم شد و براي گوشهايت صدا ، براي نفسهايت گلو خواهم شد و

 در رگهايت از خون خود خواهم دميد ، و پس از مرگت نيز براي جسدت

  كفن خواهم شد ، مرا تنها مگذار ، مرا تنها مگذار  .  روزي كه

خداوند تو را مي آفريد از او زمان مرگت را پرسيدم ! ميداني چرا ؟

 براي اينكه پيش از تو بميرم و هيچ گاه مرگت را نبينم . ميخواهم تا

 هميشه برايم زنده باشي تا هميشه  .  تو ديگر تنها نيستي ، خانه اي

 خواهم ساخت برايت ، از استخوانهايم برايش ستون و از پوستم برايش

سقفي ، قلبم را با برق شكاف ميان سينه هايت ميشكافم واز گرمي خون

 رگهايم براي شبهاي تاريك تنهاييت آتشي مي افروزم و تا هميشه در

 كنارت ميسوزم تا هميشه  . . . و در عوض فقط از تو ميخواهم گونه

هاي خيسم را پاك كني  ...

بولهوس

خوب اينم وبلاگ برگزيده بهترين نظر تو پست قبليم:

گريه بي صداي عاشق

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 12:50  توسط آرش  |