تبليغاتX
ستاره ی بی آسمون - کاش در آن زمان که عشق ها واقعی بود بدنیا می آمدم

 

ستاره ی بی آسمون

کاش معشوق ز عاشق طلب جان میکرد تا که هر بی سرو پا نام خود عاشق ننهد

 

تنها می دانم که باید نوشت

که نوشتن مرا آرام می کند

خدایا !! دیگر نمی دانم که چی درست است

اگر تو را هم نداشتم آن وقت چه؟

خدایا تو این زمونه همه به فکر خویشتن

دیگر قلب ها را نمی توان شناخت

محبتها،عشق ها، همه و همه خریدنی شدند

ای کاش در آن دوران که عشق ها واقعی،و محبتها وفا دار بودند

بدنیا آمده بودم

خدایا چه خوبه که همه دعا ها رو مستجاب نمی کنی

اگه همه دعا ها رو مستجاب میکردی

دیگه سنگ رو سنگ بند نمی شد

نمی دانم تا کی باید عاشق بود

باید پنهان کرد عشق را...

دروازه دل را بست و قفل جاودانه بر آن زد

مبادا باز این دل دیوانه سر بر آورد

و دوباره عاشق شود

به این میگن عشق واقعی نظر شما چیه؟

این وبلاگ نظر برگزیده پست قبلیم

ضد پسر

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 12:58  توسط آرش  |