می نویسم یادگاری تا بماند ماندگار کاش می شد یک غزل از عشق خویش می نوشتم بر دل او یادگار
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 12:50 توسط آرش |
عاشق شدم کاش ندونه،دست دلم رو نخونه
اگه بدونه میدونم، دیگه با من نمی مونه اون که پیشش دل من گیره، اگه بدونه میذاره میره اگه بدونه دیوونم کرده، میره و دیگه بر نمیگرده دستم اگه که رو بشه ،دلم بی آبرو بشه راز نگو،بگو بشه... وقتی طرف جواب میده: روتو کم کن بی حیا...دیگه سراغ من نیا هر که عاشق شد منت از صد یار می باید کشید بهر یک گل منت از صد خار می باید کشید من به مرگم راضیم اما نمی آید عجل بخت بد بین از عجل هم ناز می باید کشید
عاشق شدی باید نگی میذاره میره تا بگی نظر شما چیه؟ تا حالا شده عاشق کسی بشین ولی هیچ وقت روتون نشه بگین ![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 16:46 توسط آرش |
چشات گفتن که بشکن،من شکستم شک نکردم
هزار بار مردم و میمیرم و باز، ترک نکردم شاید محال نیست... آنکس که درد عشق بداند اشکی بر این سخن بفشاند این سان که ذره های دل بی قرار من سر در کمند عشق تو، جان در هوای توست شاید که محال نیست که بعد از هزار سال روزی غبار ما را آشفته پوی باد در دور دست دشتی از دیده ها نهان بر برگ ارغوانی پیچیده با خزان یا پای جویباری چون اشک ما روان پهلوی یکدیگر بنشاند! ما را به هم برساند!

![]()
بچه سوسولا رو میذارن تو قدر مطلق بسیجی در می یاد
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 11:28 توسط آرش |
اومدی بشکنی بشکن،از من ساده چی مونده
قبل تو هر کی بوده تموم تارو پود سوزونده تو هم از یکی دیگه سوختی میخوای تلافی باشه بیا این تو و دلو باقی احساسی که مونده دل ما اونقده پارست،موندنش مرگ دوبارست آسمون سینه ما خیلی وقته بی ستارست همینی که باقی مونده واسه دلخوشی تو بشکن تیکه تیکه هامو بردن، آخرینشم تو بکن بزن و برو عزیزم،مثل هر کس که زدو برد طفلی این دل که همیشه به گناه دیگرون مرد مهمم نیست به چه جرمی یا گناهی این سزاشه باقی دلم یه مشت خاک همینم میخوام نباشه
به چشمان خودت هم،غمت را نگو چون می گرید و سر نگه دار نیست
یه نصیحت:
![]()

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 20:42 توسط آرش |
غربت من هر چی که هست از با تو بودن بهتره
آخر خط زندگی این نفس های آخره
وقتی دارم با هر نفس از این زمونه سیر میشم
وقتی با یه زخم زبون از این و اون دلگیر میشم
این آخر راه دیگه باید که تنها بمیرم
تنها تو اوج بی کسی تو غربت آروم بگیرم
باید برم باید برم باید که بی تو بپرم
آخ که چه سنگین میزنه این نفسهای آخرم
بگو آخه جرمم چیه؟ که باید این جور بسوزم
هیچی نگم داد نزنم لبامو رو هم بدوزم
نفرین به عشق و عاشقی نفرین به بخت و سرنوشت
به اون نگاه،که عشق تو ،تو سرنوشت من نوشت

سلام به دوستان عزیز یه دنیا ممنون که هیچ وقت منو تنها نمی ذارین تا اطلاع ثانوی من به کسی خبر نمیدم که آپ کردم اگه دوس داشتین و قابل دونستید ایدی منو اد کنید تا با خبر بشین ولی شما آپ کردین خبر بدین چون مشتاقانه منتظرم ،التماس دلار
ایدی من:setareye_bi_asemooon@yahoo.com
+ نوشته شده در شنبه ششم اسفند 1384ساعت 18:45 توسط آرش |
قسم نخور به جونم از جون خودت مایه بذار خوش ندارم ببینمت اسممو به زبون نیار تو از همونا هستی که به قول یارو گفتنی صبحا که از خواب پا میشی نقاب به صورت میزنی یه روزی عاشقت بودم اونم چه عاشقی خفن یه کشته مرده واسه تو یه عشق پوشیده کفن
ما فکر میکردیم که دلت کوچیک مادرزادیه نمی دونستیم که اندازه استادیوم آزادیه پاتوق یه عده باشه یه دیکته پُر از غلط هر کی که از راه برسه فوری بشه پسر خاله ات بذار تا حرف آخرو بگم بدون چند و چون منو از MP3 دوست پسرات جدا بدون کی گفته مااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دل نداریم؟!
+ نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 20:50 توسط آرش |