بیا با هم عوض کنیم جای دلامونو یه بار
تا من بشم یه تیکه سنگ،تا تو بشی عاشق زار
یه شب با چشم دل من،عشقو تماشا بکنی
خودت رو هر جوری شده،تو دل جا بکنی
تا تو دچار من بشی،لحظه شمار من بشی
خوابو حرومت بکنم ،صید شکار من بشی
برام یه بازیچه بشی،بشم تموم زندگیت
تا پشت سر بخندم،به سادگی و بچگیت
این درو اون در بزنی،واسه به من رسیدن
برات یه رویا بشه منو یه لحظه دیدن
ناز دلم رو بکشی،از عشق جوابت بکنم
پر از نیاز من بشی،غرق عذابت بکنم
تا جون داری گریه کنی،تا جا داره من بد بشم
همیشه خواهشم کنی،همیشه دست رد بشم

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 8:22 توسط آرش |
عسل ناب نگاهت شهد مسموم صداقت
قصه های عاشقونه خنجری پشت رفاقت

اون که از رفاقت و مردونگی دم میزنه
بی هوا از پشت سر خنجر به آدم میزنه
سلام به دوستان عزیزی که هیچ وقت منو تنها نمی ذارن خیلی دوست دارم نظرتون رو راجب این عکس بدونم ،از همتون ممنونم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 19:15 توسط آرش |
میدونی چرا هر چی دعا میکنی مستجاب نمیشه؟
یکی از مهمترین دلایلش اینه که دل امام زمانتو شکستی تا حالا شده واسه امام زمانت دعا کنی؟ اینم یه نمونش: باور کن اینجا تهرانه....شهر منتظران ظهور یکی نیست به اینا بگه خوب آخه احمق ها حد اقل ۴ تا دیش بزارید همه استفاده کنن نه اینکه پشت بام رو بکنید مرکز مخابرات !!
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 11:31 توسط آرش |
دستمون تو دست هم بود یادته؟ غصه هامون کم کم بود، یادته؟ روزای بی غم و غصه یادته؟ ببینم اول قصه یادته؟ دستات و میخوام بگیرم یادته؟ راستی تو ، بی تو می میرم یادته؟ چیزی خواستیم از خدامون یادته؟ مستجاب نشد دعامون، یادته؟ یه دفه ازم بریدی ؛ یادته؟ خط رو اسم من کشیدی ؛یادته؟ گفتی عشق تو هوس بود یادته؟ گفتی خوب بود ولی، بس بود یادته؟ حلقه من دست تو دیدم یادته؟ کلی سرزنش شنیدم ؛ یادته؟ سلام دوستان اگه یکیو از صمیم قلب دوست داشته باشین و بهتون قول همراهی بده بعد یه مدت حلقه دستش ببینید چی کار میکنید؟تو نظرات بگین
چشم نازت مال من بود یادته؟ دیدن من غدغن بود یادته؟
روزگار قهر و آشتی یادته؟ هیج کس و جز من نداشتی ، یادته؟
رویاهای آسمونی ،یادته؟ قول دادی پیشم بمونی، یادته؟
گفتی ما باید جداشیم یادته؟ گفتی باید بی وفاشیم ، یادته؟
چشم من به چشمت افتاد یادته؟کاری که دست دلم داد ؛ یادته؟
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 10:13 توسط آرش |
شنیدی میگن یه عده زیر خط فقرن آره مزه فقرو چشیدی می دونی چه طعمی داره شنیدی میگن فلانی نداره آه تو بساطش دست بی رحم زمونه توی بازی کرده ماتش تا حالا شده یه صحنه تحت تاثیرت بذاره مثلا بغض یه بچه اشک چشماتو دراره تا حالا شده گرسنه سر رو بالشت بذاری به جای ستاره شبها وایسی به غصه شماری تا حالا زخم زبون از درو همسایه شنیدی زخم دستای کبود پدر خونه رو دیدی تا حالا شده یه بارم واسه شام شب بمونی شرم بی حد پدررو از تو چشاش بخونی
توی روزای زمستون که هواش برفی و سرده ببینم مامان جون تو تا حالا کلفتی کرده شده سرمای زمستون خوابو از چشات بگیره شده خواهر مریضت گوشه خونه بمیره شده طرز دید مردم باهات از روی غرض شه شده گوشواره آبجیت با یه پیت نفت عوض شه فرش خونه رو فروختی واسه دارو واسه درمون حرومتتونو شکستن آدما آسون آسون این روزا قیمت آبرو به نرخ روز چنده چرا اون زن بقل جاده به بعضیا می خنده تو صدای زمین خوردن یه مردو شنیدی اشک چشمای یتیمو بگو دیدی یا ندیدی
این یه تیکه از سقوطه این یه صحنه از نیازه چی بگم برات عزیزم سر این رشته درازه
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 21:33 توسط آرش |
بوی محرمش می یاد،خیمه و پرچمش می یاد
فرشته از تو آسمون،برای ماتمش می یاد رقیه دخترش می یاد،صدای مادرش می یاد تشنگی با لبش می یاد،حسین با زینبش می یاد شاه زاده جوون می یاد،عباس پهلون می یاد یه طفل زیبایی می یاد،صدای لالایی می یاد مسافرای کربلا دارن می رن به مهمونی دلو بزن به غافله اگه می خوای جا نمو نی ودار چراغ و پرچم و اسبا بای محرمو بگیر رو دوشت المو دیوونه کن یه عالمو توی صف زنجیر زنا آقا تماشات می کنه اگه یه قطره عاشقی وصله به دریات می کنه کنار هر سقا خونه به تشنه ها آب بنوشنون بچه های کوچولو رو لباس سقا بپوشون
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 15:58 توسط آرش |
عشق آدما به هم قصه خنده داریه
اولش قشنگ و بعدش همه گریه زاریه
وقتی عشقا همه از دم مثه هم تموم میشن
چرا باز باید شروع کرد آخه این چه کاریه ؟
آدما عادت دارن از همدیگه بت بسازن
راه صد ساله رو یک ساعته چار نعل بتازن
وقتی که قدیمی شد بگن دیگه خسته شدن
بگن این کهنه شده به اون یکی دل ببازن
روز اول آدما می میرن از دوری هم
روز بعد می نالن از بدی و ناجوری هم
می رن و رو هم می ریزن با یکی روز دیگه اش 
نه واسه تنهائی شون برای چشم کوری هم
اگه زیبا خوش به حال لاتای خیابونه
اگه اهو که تو چنگ گرگای بیابونه
اونیکه دیوونه و خراب چشم و ابروته
پات نمونه اخه دست بالا دست فراوونه
یکی پیدا نمی شه تو رو واسه خودت بخواد
واسه چشم و ابروته هر کی که دنبالت می یاد
به خدا دروغ می گه وقتی میگه عاشقتم
به خدا دروغ میگه که جز تو چیزی نمی خواد
+ نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 12:9 توسط آرش |
مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.
زن جوان:"یواش تر برو من می ترسم."
مرد جوان::"نه اینجوری خیلی بهتره."
زن جوان:"خواهش میکنم،من می ترسم."
مرد جوان :"خوب اول باید بگویی بگویی که دوسم داری."
زن جوان:"دوستت دارم،حالا میشه یواش تر برونی."
مرا جوان:"مرا محکم بگیر."
زن جوان:"خوب حال میشه یواش تر بری."
مرد جوان:"باشه به این شرط که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سر خودت بذاری،آخه نمی تونم راحت برونم.اذیتم میکنه."
روز بعد واقعه ای در روز نامه ثبت شده بود.برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید.در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد،یکی از دو یر نشین زنده ماند و دیگری در گذشت.مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود.پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را روی سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند.دمی می آید بازدمی می رود.اما زندگی چیزی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد.
+ نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 19:34 توسط آرش |
بخواب گل شکستنی که شب داره سر میرسه
مهلت عاشقی هامون داره به آخر میرسه بخواب قشنگو موندنی که دنیا دیدن نداره گلای خشک کاغذی که دیگه چیدن نداره ضریح عشقمون دیگه هیچی کبوتر نداره شب میره اما تو کوچه تارکیشو جا میذاره از خواب نمی پره کسی وقتی که برگا میریزن شقایقای بی پناه اسیر دست پائیزن همدم غصه های تو زخمیه بغض خاطرس اما هنوزم غروبا عاشقی پشت پنجرس همش غم و همش غروب یه غنچه و صد تا خزون دلم میگیره واسه ی غربت پاک باغچمون نمی دونم چرا هر وقت این شعرو گوش میدم حس عجیبی بهم دست میده 
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 15:8 توسط آرش |
میشه گل و زیر پا له کرد و رفت
می مونه اما عطر اون تو هوا عشقم گل سرخ غرور منه نمیشه آسون بذاریش زیر پا از دوستان گلی که نظر میدن می خوام که بهترین رابطه بین عنوان مطلب وعکس و متن شعر رو بگن
+ نوشته شده در یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 12:34 توسط آرش |